بهداشت مواد غذایی
معرفی کامل رشته بهداشت مواد غذایی (آپدیت ۱۴۰۵)؛ بررسی واقعی بازار کار، درآمد، شرایط مهاجرت، رتبه قبولی و چالشهای بازرسی کیفیت. آیا این رشته مناسب شماست؟
🔍 وضعیت کلی رشته
اگر بخواهم رشته بهداشت مواد غذایی را دقیق برای شما توصیف کنم، باید بگویم شما قرار است پلیس مخفی دنیای خوراکیها باشید! وظیفه شما این است که تضمین کنید غذایی که از مزرعه یا کارخانه خارج میشود تا زمانی که روی میز خانوادهها قرار میگیرد، کاملاً سالم، عاری از میکروب و سموم، و دارای ارزش غذایی واقعی باشد. بزرگترین تصور اشتباهی که باید همین الان رفع ابهام کنیم، تشابه اسمی و کاربردی این رشته با «علوم و مهندسی صنایع غذایی» است. مهندس صنایع غذایی درگیر این است که چطور بیسکوئیت تردتر شود یا خط تولید ماکارونی سریعتر کار کند؛ اما شما به عنوان متخصص بهداشت مواد غذایی، نقش «ترمز» کارخانه را بازی میکنید. شما باید بگردید و ببینید آیا در این بیسکوئیت سم آفلاتوکسین وجود دارد یا نه. بیایید از همین ابتدا تکلیفمان را روشن کنیم. رشته بهداشت مواد غذایی، برخلاف اسم شیک و دهانپرکنش، در واقعیت یعنی سر و کله زدن با بوی بد کشتارگاهها، چک کردن لاشههای گوشت، و بررسی کپکها و باکتریهای روی مواد غذایی فاسد. اگر فکر میکنید قرار است در یک دفتر تمیز بنشینید و دستورالعمل صادر کنید، سخت در اشتباهید. وضعیت کلی این رشته در ایران به شدت وابسته به جغرافیاست. در شهرهایی که شهرک صنعتی ندارند، کاریابی تقریبا غیرممکن، یا دشوار است. در شهرهای صنعتی مثل تهران، البرز، مشهد و تبریز کار هست، اما به چه قیمتی؟ اشباع بودن یا نبودن به سطح توقع شما برمیگردد. اگر به یک کار روتین آزمایشگاهی با حقوق پایین راضی باشید، کار زیاد است، اما مشاغل سطح بالا و مدیریتی کاملاً اشباع شدهاند و باندبازیهای خاص خودشان را دارند. اما برسیم به میزان رضایت دانشجویان، واقعیت جامعه نشان میدهد رضایت از این رشته در دوران دانشجویی «پایین تا متوسط» است. چرا؟ چون دانشجو درگیر دروسی میشود که حس میکند کاربرد مستقیمی در درآمدزایی سریع ندارند و از طرفی وقتی نگاهی به حقوق فارغالتحصیلان سالهای قبل میاندازد، انگیزه خود را از دست میدهد. البته امکان تعادل درس و زندگی در دوران دانشجویی بسیار خوب است، چون فشار درسی به هیچ وجه در حد رشتههای پزشکی یا مهندسیهای سخت نیست. شما به راحتی میتوانید در کنار درس، کار پارهوقت (غیرمرتبط) داشته باشید یا مهارتهای نرمافزاری یاد بگیرید.
آیا با توجه به آینده شغلی و مهاجرت، این رشته ارزش تحصیل دارد؟ بله، اما فقط به شرطی که از همان ترم اول زبان انگلیسیتان را قوی کنید و به فکر فرار از کارهای روتین باشید. میزان انرژی و زمان مصرفی شما در این مسیر حدود 40 تا 50 درصد است و نیازی نیست شبانهروز بیدار بمانید. از نظر تناسب شخصیتی (MBTI)، این رشته دقیقاً برای آدمهای ISTJ و ISFJ ساخته شده است؛ یعنی آدمهای درونگرا، به شدت منظم، قانونمدار و کسانی که از روتینهای تکراری خسته نمیشوند. از نظر تست هالند هم تیپهای واقعگرا (Realistic) و قراردادی (Conventional) در این رشته دوام میآورند، چون باید هر روز طبق یک چکلیست ثابت، صدها نمونه را با دقت بالا و بدون هیچگونه خلاقیت هنری یا هیجانی بررسی کنید.
💼 بازار کار
بازار کار بهداشت مواد غذایی در ایران، یک میدان جنگ واقعی است. شما وقتی فارغالتحصیل میشوید، معمولاً اولین ایستگاهتان شغل «مسئول فنی» یا «کارشناس کنترل کیفیت» در یک کارخانه لبنیات، سوسیس و کالباس، یا یک شرکت بستهبندی حبوبات است. اما این شغل روی کاغذ قشنگ است. در واقعیت، کارفرما (صاحب کارخانه) شما را به چشم یک «هزینه اضافه» و یک «مزاحم قانونی» میبیند که فقط به خاطر اجبار سازمان غذا و دارو و اداره استاندارد مجبور شده شما را استخدام کند.
میزان درآمد در مقطع کارشناسی، همان پایه حقوق وزارت کار است. در سال 1405، این یعنی یک حقوق کاملاً حداقلی که فقط برای هزینههای اولیه زندگی، پرداخت اجارهبهای یک سوئیت کوچک در حاشیه شهر و هزینههای رفتوآمد کافی است. خرید ماشین یا خانه با حقوق یک کارشناس کنترل کیفیت در سالهای اول، تقریبا غیرممکن است، مگر اینکه شیفتهای شبانه سنگین بردارید یا در دو جای مختلف کار کنید. اگر سابقه کار شما به بالای 5 تا 7 سال برسد و بتوانید سمت مدیر کنترل کیفیت (QA Manager) را در یک برند معتبر بگیرید، درآمدتان تازه به ۲ تا ۳ برابر پایه وزارت کار میرسد که یعنی یک زندگی نرمال و بدون دغدغههای اولیه.
آیا امکان کار مستقل وجود دارد؟ روی کاغذ بله، میتوانید آزمایشگاه همکار استاندارد تاسیس کنید. اما در دنیای واقعی، چالشهای آن کمرشکن است. شما برای راهاندازی یک آزمایشگاه تشخیص میکروبی و شیمیایی مواد غذایی به دستگاههایی مثل HPLC یا اسپکتروفتومتر نیاز دارید که قیمت آنها سر به فلک میکشد (میلیاردها تومان سرمایه اولیه). علاوه بر این، گرفتن مجوز از سازمان ملی استاندارد نیازمند دوندگیهای وحشتناک، عبور از سدهای بروکراسی اداری و داشتن پارتی یا شبکهسازی قوی است.
همچنین میتوانید شرکتهای مشاوره ایمنی غذا بزنید که سرمایه کمتری میخواهد، اما آنجا هم رقابت فوقالعاده وحشتناک است. بازار دست شرکتهای گردنکلفت و قدیمی است و کسی به یک جوان تازهکار اعتماد نمیکند که مشاوره خط تولیدش را به او بسپارد. رقابت در این رشته برای ورود به کارخانههای تاپ (مثل کاله، میهن، شیرینعسل و…) بسیار سنگین است و معمولاً بدون داشتن سابقه کار عملی مفید، زبان قوی و گاهی معرف، شانسی برای ورود نخواهید داشت.
🧠 سختی دروس
بیایید وارد فضای دانشکده شویم. اگر فکر میکنید درسهای این رشته مثل مهندسی ژنتیک یا بیوتکنولوژی پر از شگفتیهای علمی است، ناامید خواهید شد. دروس این رشته بیشتر ترکیبی از حفظیات سنگین و کارهای عملی به شدت حساس و گاهی مشمئزکننده است. درس پایهای که باید در آن به شدت قوی باشید، «میکروبیولوژی» و «شیمی تجزیه» است. شما باید نام دهها خانواده از باکتریها، قارچها و انگلهایی که در مواد غذایی رشد میکنند را با تمام ویژگیهای بیوشیمیاییشان حفظ کنید.
سرفصلهای اصلی شامل میکروبیولوژی مواد غذایی، شیمی مواد غذایی، اصول نگهداری و بستهبندی، بهداشت گوشت، شیلات و تخممرغ، و سمشناسی است. حالا بخش عملی ماجرا کجاست؟ از همان اواخر ترم 2 یا اوایل ترم 3، پای شما به آزمایشگاه باز میشود و بوی محیطهای کشت میکروبی (مثل آگار) یا بوی گوشت و ماهی مانده در آزمایشگاههای بهداشت گوشت، به بخش جداییناپذیری از زندگی شما تبدیل خواهد شد. کارهای عملی نیاز به دقت میلیمتری دارد؛ اگر یک قطره معرف را اشتباه بریزید یا محیط را به درستی استریل نکنید، کل نتیجه آزمایش یک هفتهای شما از بین میرود.
میزان زمانی که دانشجو واقعاً صرف کار عملی میکند، تقریبا زیاد است. شما حداقل 40 تا 50 درصد از ساعات حضور در دانشگاه را در آزمایشگاه میگذرانید. نوشتن گزارشکارهای طولانی، کشیدن نمودارهای رشد میکروبی و تیتراسیونهای شیمیایی، وقت زیادی از شما در خوابگاه یا خانه میگیرد. سختی دروس به معنای پیچیدگی ریاضیاتی نیست (شما با فرمولهای سنگین فیزیک یا ریاضی درگیر نیستید)، بلکه سختی آن در حجم بالای اطلاعات فرار و نیازمندی به حافظه قوی و اعصاب آرام در کارهای عملی است. اگر آدمی هستید که دستتان در آزمایشگاه میلرزد یا از کارهای ظریف و تکراری متنفرید، این دروس شما را آزار خواهدداد.
✈️ فرصت مهاجرت
خبر خوب اینکه فرصت مهاجرت یک مسیر پرپیچوخم، اما ممکن است. رشته بهداشت مواد غذایی (Food Hygiene یا Food Safety) در کشورهای جهان اول به دلیل قوانین به شدت سختگیرانه برای حفظ سلامت شهروندان، خواهان زیادی دارد. کشورهای استرالیا، کانادا، آلمان و نیوزیلند بهترین مقاصد برای شما هستند. اما آیا به محض پیاده شدن از هواپیما، شما را به عنوان مدیر کیفیت استخدام میکنند؟ مطلقاً خیر.
بزرگترین چالش شما، «معادلسازی مدارک» است. قوانین ایران با قوانین سازمانهایی مثل FDA (در آمریکا) یا CFIA (آژانس بازرسی مواد غذایی کانادا) تفاوتهای زیادی دارد. شما در بدو ورود معمولاً باید دورههای Certificate (گواهینامههای محلی) بگذرانید تا با قوانین آنجا آشنا شوید که این دورهها هزینهبر هستند. همچنین برای کار در محیط آزمایشگاهی یا خط تولید در خارج از کشور، تسلط به زبان انگلیسی در سطح آیلتس 7 به بالا یا زبان آلمانی (B2/C1) از نان شب واجبتر است، چون یک اشتباه در خواندن دستورالعمل میتواند منجر به مرگ مصرفکننده و یک فاجعه حقوقی شود.
درآمد پس از مهاجرت و جا افتادن در بازار کار، رقمی کاملاً واقعی و معتبر است. یک کارشناس ایمنی غذا در کانادا به طور متوسط سالانه بین 50,000 تا 75,000 دلار کانادا درآمد دارد. در آمریکا این رقم برای متخصصین باتجربهتر به 60,000 تا 90,000 دلار آمریکا هم میرسد. این ارقام شما را میلیاردر نمیکند، اما یک زندگی آبرومندانه از طبقه متوسط رو به بالا (Middle Class)، امکان خرید ماشین و گرفتن وام مسکن را به راحتی برایتان فراهم میکند. چالش شغلی پس از مهاجرت، رقابت با فارغالتحصیلان بومی است که زبان مادریشان انگلیسی است و فرهنگ محیط کار آنجا را میشناسند؛ بنابراین در سالهای اول معمولاً باید به کارهای ردهپایینتر مثل تکنسین آزمایشگاه با حقوقهای 40,000 دلاری رضایت دهید تا رزومه بسازید.
💰 درآمد
بیایید خیلی شفاف درباره پول حرف بزنیم، بدون اعداد فضایی و بدون مخفیکاری. درآمد رشته بهداشت مواد غذایی در ایران به شدت وابسته به جایگاه شماست و در اکثر موارد، در سالهای اول ناامیدکننده است.
- کارشناس تازهکار: وقتی وارد یک کارخانه یا آزمایشگاه میشوید، حقوق شما در سال 1405 دقیقاً روی حداقل حقوق مصوب شورای عالی کار بسته میشود. شاید یک حق مسئولیت 1 تا 2 میلیون تومانی هم به آن اضافه کنند. تمام.
- مسئول فنی شیفت (با 222 تا 444 سال سابقه): در این مرحله، حقوق شما حدود 20 تا 40 درصد بالاتر از کف وزارت کار خواهد بود.
- مدیر کنترل کیفیت / مدیر تضمین کیفیت (QA/QC Manager): این پست نیاز به سابقه کار بالا (5 تا 10 سال) و تسلط به استانداردهای ایزو دارد. درآمد این افراد معادل 1.5 تا 2.5 برابر حقوق پایه است. در کارخانههای بسیار بزرگ و برندهای ملی، این رقم ممکن است به صورت توافقی بالاتر هم برود، اما تعداد این پستها در کل کشور بسیار محدود است.
- ممیزان و سرممیزان آزادکار: اگر بتوانید سرممیز رسمی شرکتهای گواهیدهنده (CB) شوید، درآمدتان پروژهای میشود و بسته به تعداد ممیزیها در ماه، میتوانید درآمدهایی معادل 3 تا 6 برابر حقوق پایه داشته باشید؛ اما رسیدن به این نقطه نیازمند سالها تجربه و شبکهسازی است.
در طول تحصیل آیا امکان درآمدزایی هست؟ به طور قطع در حوزه تخصصی خودتان خیر. کارخانهها دانشجوی بدون مدرک را حتی برای کارآموزی هم به سختی راه میدهند، چه برسد به استخدام. تنها راه درآمدزایی در دوران دانشجویی این است که به عنوان نیروی ساده پارهوقت در آزمایشگاههای آب و خاک یا کلینیکهای دامپزشکی (به عنوان دستیار) کار کنید که حقوق آن در حد کمک هزینه است، نه بیشتر.
⚠️ چالشها
چالشهای این رشته از همان روز اول کاری یقه شما را میگیرند. بزرگترین چالش شغلی شما، قرار گرفتن بین دو قشر است. از یک طرف سازمان غذا و دارو شما را تهدید میکند که اگر محصول آلودهای از کارخانه خارج شود، پروانه شما باطل شده و به دادگاه معرفی میشوید؛ از طرف دیگر، مدیرعامل کارخانه به شما فشار میآورد که «این محموله سوسیس با اینکه کمی بار میکروبی دارد، باید برود تو بازار چون من میلیاردها تومان پول مواد اولیه دادم!». این تضاد منافع، فشار روانی و استرس روزمرهای به شما وارد میکند که فرسایش روحی به همراه دارد.
میزان ارتباط با مردم عادی در این شغل تقریباً صفر است. شما گوشه یک آزمایشگاه در یک شهرک صنعتی خارج از شهر هستید و تنها ارتباطتان با کارگران خط تولید (که معمولاً سطح سواد پایینی دارند و رعایت بهداشت را مسخره میکنند) و مدیران بالادستی است. از نظر جسمی، ایستادنهای طولانیمدت برای انجام تستهای میکروبی، کار با مواد شیمیایی خطرناک (مثل اسیدها و حلالها که بخارات سمی دارند) و همچنین بوی نامطبوع در کارخانجات فرآوردههای گوشتی، به شدت آزاردهنده است.
در سطح جهانی، نرخ خودکشی در این رشته مطرح نیست، چون شغل اورژانسی مثل پرستاری یا پزشکی نیست که با مرگ انسانها به صورت مستقیم و آنی درگیر باشد. اما «فرسودگی شغلی» (Burnout) به خاطر تکراری بودن کارها و عدم دیده شدن زحمات، بسیار شایع است. هیچکس در کارخانه از مسئول فنی تشکر نمیکند، چون کار او درآمدزایی ندارد، بلکه فقط جلوی ضرر را میگیرد. برای دوام آوردن در این شغل، به شخصیتی سرسخت، مهارت «نه» گفتن، و اعصابی نیاز دارید که در برابر توهینها یا فشارهای مدیران کارخانه خرد نشود. هیچ هزینه مالی برای این چالشها نیاز نیست، فقط باید پوستکلفت باشید!
📚 ادامه تحصیل
بسیاری از دانشجویان وقتی با واقعیت بازار کار کارشناسی و حقوقهای وزارت کاری روبرو میشوند، تصمیم میگیرند به مقطع ارشد و دکتری پناه ببرند. در ایران امکان ادامه تحصیل تا مقطع دکتری تخصصی (PhD) کاملاً مهیاست و گرایشهایی مثل میکروبیولوژی مواد غذایی، ایمنی مواد غذایی، و کنترل کیفی مواد غذایی وجود دارد. حدود 40 تا 50 درصد دانشجویان کارشناسی، فقط برای فرار از بیکاری یا به امید پیدا کردن کار بهتر، وارد مقطع ارشد میشوند.
اما آینده شغلی این گرایشها چیست؟ واقعیت این است که صنعت مواد غذایی ایران (جز چند شرکت انگشتشمار)، نیازی به دکترای بهداشت مواد غذایی ندارد! کارخانهها ترجیح میدهند یک کارشناس با حقوق پایین استخدام کنند تا یک دکتری با توقع حقوقی بالا. بنابراین، ادامه تحصیل در این رشته اغلب یک تله است، مگر اینکه قصد شما مهاجرت تحصیلی (اپلای برای دانشگاههای خارجی) باشد که در این صورت، ارشد گرفتن در ایران و چاپ مقاله، استراتژی بسیار خوبی است.
شانس هیئت علمی شدن؟ به طرز وحشتناکی پایین است. دانشگاههای دولتی به ندرت اعلام نیاز میکنند و وقتی هم ظرفیتی باز میشود، معمولاً رقابت بین صدها فارغالتحصیل بیکار دکتری با رزومههای پربار است که گاهی داشتن یک آشنا هم در آن بیتاثیر نیست. امکان ورود به کارهای پژوهشی در پژوهشگاههای دولتی مثل پژوهشکده صنایع غذایی وجود دارد، اما بودجههای پژوهشی در ایران بسیار محدود است و درآمد یک پژوهشگر در این حوزه اصلاً با زحمتی که برای گرفتن دکتری کشیده است، همخوانی ندارد.
🏢 وضعیت استخدام
استخدام در این رشته یک مسیر پر از دستانداز است. بر اساس آمارها و واقعیتهای میدانی، نرخ بیکاری فارغالتحصیلانی که صرفاً یک مدرک لیسانس دارند و هیچ دوره نرمافزاری (مثل Minitab) یا استانداردی (مثل ISO 9001 و HACCP) را نگذراندهاند، بالای 30 تا 40 درصد است. بسیاری از این افراد در نهایت به مشاغل نامرتبط (مثل فروشندگی یا اسنپ) روی میآورند. اما اگر مهارت داشته باشید، نرخ کاریابی به حدود 50 درصد میرسد.
شانس استخدام در بخش دولتی (مثل اداره استاندارد، دامپزشکی، گمرک یا وزارت بهداشت) بسیار پایین است. دولت در حال کوچکسازی است و آزمونهای استخدامی دستگاههای اجرایی شاید هر دو سال یکبار، آن هم برای کل یک استان فقط 1 یا 2 نفر ظرفیت اعلام کنند! پروسه استخدام دولتی شامل یک آزمون کتبی فوقالعاده سخت، مصاحبه تخصصی و سپس مراحل طولانی گزینش و عقیدتی است که ماهها زمان میبرد.
در بخش خصوصی اما پروسه متفاوت است. استخدام در شرکتهای خصوصی معمولاً از طریق سایتهای کاریابی (مثل جابینجا یا ای-استخدام) یا معرفی اساتید انجام میشود. شما رزومه میفرستید، به مصاحبه میروید و اگر مدیر کارخانه از شما خوشش بیاید (که معمولاً دنبال فردی مطیع و بلهقربانگو با حقوق درخواستی پایین هستند)، با یک قرارداد موقت 1 تا 3 ماهه (دوره آزمایشی) کارتان را شروع میکنید و سفتههای سنگینی هم برای حسن انجام کار از شما میگیرند.
📈 رتبه و تراز قبولی
رشته بهداشت مواد غذایی جزو رشتههای تاپ و پرمتقاضی گروه تجربی نیست. هیچکس از سالن مطالعه پانسیونهای کنکور با رویای قبولی در این رشته بیرون نمیآید. به همین دلیل، رقابت برای ورود به آن بسیار آسانتر از رشتههای علوم پزشکی است. با تکیه بر میانگین قبولیهای سه سال گذشته در سایتهای معتبر کنکوری، رتبههای مورد نیاز در دانشگاههای دولتی به این شرح است:
- دانشگاههای تیپ ۱ (مثل دانشگاههای مراکز استانهای بزرگ): در منطقه 1 با رتبههای حدود 15000 تا 20000، در منطقه 2 با رتبههای 20000 تا 25000 و در منطقه 3 با رتبههای 15000 تا 22000 شانس قبولی بالاست.
- دانشگاههای تیپ ۲ و ۳ (شهرهای کوچکتر): شما حتی با رتبههای کشوری 80000 تا 100000 هم میتوانید در دورههای روزانه یا شبانه این دانشگاهها قبول شوید.
- سهمیهها: داوطلبان دارای سهمیه 5 درصد و 25 درصد ایثارگران، عملاً با هر رتبهای (به شرط مجاز شدن در انتخاب رشته) شانس قبولی صددرصدی در دورههای دولتی این رشته را دارند، چون متقاضی جدی برای آن وجود ندارد.
دورههای شبانه (نوبت دوم) معمولاً تا رتبههای بسیار ضعیفتر را هم پوشش میدهند. این آمار به شما نشان میدهد که ورود به این رشته اصلاً کار سختی نیست و نیازی به شاخ غول شکستن در کنکور ندارد؛ اما خروج از آن با یک شغل خوب، دقیقاً همان شاخ غول است!
🏫 ظرفیت پذیرش
آخرین تیر خلاص به بازار کار این رشته، ظرفیت بالای پذیرش در دانشگاهها، به خصوص دانشگاه آزاد است. دانشگاههای دولتی ظرفیتهای منطقیتری دارند (حدود 25 تا 40 نفر برای هر کد رشته محل در دوره روزانه). این یعنی در طول یک سال، از دانشگاههای دولتی تعداد قابل کنترلی فارغالتحصیل خارج میشود.
اما مشکل از جایی شروع میشود که دانشگاه آزاد اسلامی و دانشگاههای غیرانتفاعی وارد میدان میشوند. در دانشگاه آزاد، شما در اکثر واحدها نیازی به کنکور ندارید! بر اساس آخرین گزارشهای سازمان سنجش، رشته بهداشت مواد غذایی در بسیاری از واحدهای دانشگاه آزاد به صورت «پذیرش بر اساس سوابق تحصیلی» (بدون کنکور) دانشجو میپذیرد. این یعنی دروازهها کاملاً باز است و هر کسی با هر معدلی میتواند با پرداخت شهریه وارد این رشته شود.
شهریه دانشگاه آزاد در این رشته به دلیل وجود واحدهای عملی و آزمایشگاهی متعدد، نسبتاً بالاست و رقم قابل توجهی برای هر ترم خواهد بود.
برای تعیین شهریه کاملاً دقیق، باید در نظر داشته باشید که شهریه در این دانشگاهها از دو بخش «ثابت» و «متغیر» تشکیل میشود. از آنجا که رشته بهداشت مواد غذایی دروس آزمایشگاهی و عملی نسبتاً زیادی دارد، مبلغ نهایی ترم به ترم و بر اساس واحدهایی که انتخاب میکنید متفاوت خواهد بود. اما بر اساس تعرفههای تخمینی سال تحصیلی 1405، مبالغ به این شکل هستند:
- دانشگاه آزاد اسلامی: شهریه هر ترم در مقطع کارشناسی به طور میانگین بین 12,000,000 تا 18,000,000 تومان است. در ترمهایی که واحدهای عملی (مثل میکروبیولوژی یا شیمی آزمایشگاهی) بیشتری داشته باشید، مبلغ به سقف این بازه نزدیکتر میشود.
- دانشگاههای غیرانتفاعی: هزینه تحصیل در این موسسات معمولاً کمی اقتصادیتر از دانشگاه آزاد است و هر ترم حدوداً بین 10,000,000 تا 14,000,000 تومان تمام میشود.
در نظر داشته باشید که طبق روال هر سال، معمولاً افزایش سالانه حدود 20 تا 30 درصدی روی شهریهها اعمال میشود.
مزیت تحصیل در دانشگاه آزاد این است که نیازی به پشت کنکور ماندن ندارید و در شهر خودتان درس میخوانید. اما عیب بزرگ آن، علاوه بر هزینه بالا، این است که در بسیاری از واحدهای درجه دو و سه، تجهیزات آزمایشگاهی قدیمی و خراب هستند و شما عملاً کار عملی مفیدی یاد نمیگیرید که در بازار کار به دردتان بخورد. دانشگاه دولتی حداقل این مزیت را دارد که رایگان است و اساتید و آزمایشگاههای به نسبت استانداردتری در اختیار شما قرار میدهد تا حداقل با سواد عملی بهتری وارد بازار کار شوید.