دام پزشکی
معرفی کامل رشته دامپزشکی؛ بررسی بازار کار، درآمد، دروس دانشگاهی و آینده شغلی. هر آنچه داوطلبان کنکور تجربی برای انتخاب رشته هوشمندانه نیاز دارند.
🔍 وضعیت کلی رشته
واقعیت رشته دام پزشکی، بسیار فراتر و پیچیدهتر از تصور است. اگر بخواهم دامپزشکی را برای شما که تازه میخواهید قدم در این راه بگذارید تعریف کنم، باید بگویم شما قرار است پزشک دنیایی از موجودات زنده شوید که نمیتوانند دردشان را به زبان بیاورند. این رشته در واقع تلفیقی از علوم پایه پزشکی، هنر تشخیص و مهارت عملی بالینی است. دامپزشکی یک رشته کاملاً درمانی و پزشکی (مقطع دکترای حرفهای) است که مستقیماً با تشخیص، جراحی و درمان بیماریها سر و کار دارد. وضعیت این رشته در ایران، ترکیبی از فرصتها و چالشهاست. اگر بپرسید آیا این رشته اشباع شده است؟ پاسخ دقیق این است که در زمینه کلینیکهای حیوانات خانگی در شهرهای بزرگی مثل تهران، رقابت به شدت بالاست و میتوان گفت تا حدودی اشباع صورت گرفته، اما در بخش طیور، دام بزرگ، صنایع غذایی و در شهرهای کوچکتر، همچنان نیاز شدیدی به دامپزشک ماهر وجود دارد. میزان رضایت دانشجویان کاملاً نسبی و سلیقه ای است؛ کسانی که صرفاً با فانتزیِ حیواندوستی وارد میشوند، معمولاً در مواجهه با خون، عفونت و گاهی بیماری های حیوانات سرخورده میشوند، اما آنها که با دیدی علمی و واقعبینانه به چشم یک «پزشک» به خود نگاه میکنند، رضایت بالایی دارند. مدیریت تعادل بین درس و زندگی در سالهای اول به دلیل حجم وحشتناک دروس حفظی کمی دشوار است، اما در دوران کار، بسته به فیلد انتخابی (مثلاً کارمند یک کشتارگاه بودن با ساعات مشخص در برابر داشتن کلینیک شبانهروزی) کاملاً قابل مدیریت است. با توجه به دورنمای اشتغال، اگر اهل تلاش باشید، قطعاً این رشته ارزش صرف ۶ تا ۷ سال از عمرتان را دارد. از نظر انرژی، در دوران تحصیل باید روی این حساب کنید که حداقل ۷۰ درصد از زمان و تمرکز زندگیتان درگیر کتابها و بیماری ها خواهد بود. از منظر روانشناسی و تیپهای شخصیتی، دامپزشکی اصلاً مناسب افراد بیش از حد حساس یا رویاپرداز نیست. بر اساس مدل هالند، این رشته به شدت نیازمند شخصیتهای جستجوگر» (Investigative) واقعبین (Realistic) است،یعنی افرادی که به شدت عملگرا، دقیق، مسئولیتپذیر و دارای ثبات هیجانی هستند واز کارهای فیزیکی و دست به آچار شدن ابایی ندارند و میتوانند در مواقع بحرانی و اورژانسی، بدون دستپاچگی تصمیمات منطقی بگیرند
💼 بازار کار
واقعیت بازار کار دامپزشکی این است که شما با یک طیف بسیارگسترده روبرو هستید که از معاینه یک پرنده زینتی تا نظارت بر خط تولید سوسیس و کالباس را شامل میشود. اگر بخواهیم درآمدها را بر اساس قدرت خرید واقعی و تأمین بدیهیات یک زندگی نرمال بررسی کنیم، باید گفت یک فارغالتحصیل تازهکار که به عنوان یه مسئول کلینیک یا شرکت استخدام میشود، در سالهای اول تنها میتواند هزینههای روزمره یک زندگی متوسط و شاید پرداخت اقساط یک ماشین معمولی را پوشش دهد و خرید خانه با این نوع درآمد کارمندی، بدون پساندازهای طولانیمدت یا وامهای کلان، بسیار دور از ذهن است. اما داستان برای کسی که مهارت بالایی دارد و وارد فیلدهای تخصصی (مثل جراحی حیوانات خانگی یا مشاوره فارمهای بزرگ طیور) میشود، کاملاً متفاوت است؛ این افراد به مرور میتوانند به رفاه بالایی برسند که خرید خانه و ماشینهای باکیفیت برایشان کاملاً دستیافتنی است. امکان کار مستقل در این رشته یکی از بزرگترین نقاط قوت آن است. شما میتوانید کلینیک، داروخانه دامپزشکی، آزمایشگاه تشخیصی یا حتی مرکز واکسیناسیون تأسیس کنید؛ اما این استقلال، چالشهای سنگینی به همراه دارد. مهمترین چالش، نیاز به سرمایه اولیه بسیار بالا برای اجاره ملک (به خصوص در مناطق مناسب شهر که قوانین شهرداری اجازه تأسیس بدهد) و خرید تجهیزات گرانقیمت پزشکی مثل دستگاه سونوگرافی، رادیولوژی و ابزار جراحی است. چالش بعدی، کارهای اداری برای دریافت مجوزها از سازمان نظام دامپزشکی و همچنین دست و پنجه نرم کردن با هزینههای استهلاک و مالیات است. رقابت در این بازار، همانطور که اشاره شد، در بخش حیوانات خانگی (پت) در کلانشهرها به شدت بالاست. در خیابانهای مرفه شهرهای بزرگ، گاهی در یک چهارراه چند کلینیک با هم رقابت میکنند و در این میان، تنها کسی برنده است که علاوه بر سواد علمی بالا، مهارتهای ارتباطی قوی با صاحبان حیوانات داشته باشد. در مقابل، در بخش دامپزشکیِ صنعتی (مثل مرغداریها، گاوداریهای صنعتی و شیلات) رقابت کمتر است و پولهای بسیار بزرگتری در گردش است، هرچند که پرستیژ ظاهریِ آن برای برخی افراد کمتر از کلینیکهای شهری به نظر میرسد.
🧠 سختی دروس
دامپزشکی یکی از سنگینترین رشتههای دانشگاهی از نظر حجم مطالب است. شما در اینجا نه با یک گونه (مثل پزشکی انسانی)، بلکه با چندین گونه جانوری متفاوت سروکار دارید. دروسی که باید بگذرانید شامل آناتومی مقایسهای (باید تفاوت استخوانها و عروق اسب، گاو، سگ، گربه و پرندگان را بدانید)، بافتشناسی، فیزیولوژی، فارماکولوژی (داروشناسی)، پاتولوژی (آسیبشناسی) و سپس دروس بالینی مثل جراحی، بیماریهای داخلی، مامایی و بیماریهای طیور است. برای اینکه از پس این غولهای درسی بربیایید، پایه دروس زیستشناسی و شیمی شما از دوران دبیرستان باید به شدت قوی باشد؛ چرا که درک مکانیسم داروها و فیزیولوژی بدن مستقیماً به این دو درس وابسته است. کارهای عملی معمولاً از همان ترمهای اول با حضور در سالنهای تشریح آغاز میشود، اما ورود جدی به کارهای بالینی و برخورد با حیوانات زنده و بیمار، معمولاً از ترمهای ۶ و ۷ (پس از آزمون علوم پایه) استارت میخورد. شما باید آماده باشید که دستتان آلوده شود، در گاوداریها چکمه بپوشید، و بوی نامطبوع عفونت یا فضولات را تحمل کنید. به طور واقعبینانه، در سالهای اول حدود ۸۰ درصد وقت شما صرف مطالعه تئوریهای سنگین میشود و در سالهای آخر، این نسبت به حدود ۶۰ درصد کار عملی و بالینی (حضور در بیمارستان دانشگاه و فارمها) و ۴۰ درصد مطالعه تئوری تغییر میکند. یک دانشجوی موفق دامپزشکی، به دور از اغراق، روزانه حداقل ۴ تا ۵ ساعت مطالعه مفیدِ خارج از کلاس نیاز دارد تا در امتحانات سخت این رشته فقط پاس نشود، بلکه سواد واقعی کسب کند. اگر از دیدن خون ضعف میکنید یا وسواس تمیزی دارید، کارهای عملی این رشته برای شما سخت خواهد شد.
✈️ فرصت مهاجرت
شاید در این میان به این فکر بیفتید که آیا با این مدرک میتوان مهاجرت کرد؟ پاسخ مثبت است، اما باید بدانید مسیر مهاجرت رشته دامپزشکی اصلاً شبیه به یک مهندس کامپیوتر یا یک گرافیست نیست که با یک رزومه ساده ویزای کاری بگیرد. دامپزشکی در تمام دنیا یک رشته «نظاممند» (Regulated) است. به این معنا که مدرک شما از ایران، مستقیماً در آمریکا، کانادا، استرالیا یا کشورهای اروپایی برای کار بالینی معتبر نیست. بزرگترین چالش شما، عبور از سد آزمونهای معادلسازی است؛ مثلاً آزمونهای NAVLE در آمریکای شمالی یا RCVS در انگلستان. این پروسه نیازمند سطح زبان انگلیسی بسیار عالی (مثل آیلتس ۷.۵ به بالا)، صرف هزینه دلاری بالا (گاهی بین ۵ تا ۱۵ هزار دلار برای ثبتنام در آزمونهای تئوری و عملی) و معمولاً ۱ تا ۳ سال زمان برای مطالعه و پاس کردن امتحانات است. اما خبر خوب این است که پس از عبور از این هفتخوان، اوضاع کاملاً دگرگون میشود. در حال حاضر، کشورهای توسعهیافته با کمبود شدید دامپزشک مواجهاند و چالش کاریابی پس از دریافت لایسنس، تقریباً صفر است؛ یعنی شما به محض تایید مدرک، با چندین پیشنهاد کاری جذاب روبرو میشوید. درآمد یک دامپزشک عمومی در کشوری مثل آمریکا یا کانادا، به طور دقیق و بر اساس آمارهای معتبر، سالانه بین ۱۰۰,۰۰۰ تا ۱۳۰,۰۰۰ دلار متغیر است و این رقم برای متخصصین (مثل جراحان یا متخصصین داخلی بورددار) به راحتی از ۱۵۰,۰۰۰ تا ۲۰۰,۰۰۰ دلار در سال فراتر میرود. با این حال، چالشهای شغلی پس از مهاجرت هم کم نیستند. شما در کشوری دیگر با فرهنگی متفاوت روبرو هستید که حیوان خانگی در آنجا حکم فرزند خانواده را دارد. برقراری ارتباط با صاحبان حیوانات (Client Communication)، مدیریت انتظارات آنها، و چالشهای روانی ناشی از آن استرس بالایی به همراه دارد.
💰 درآمد
بیایید درآمد فارغالتحصیلان دامپزشکی در ایران را به طور دقیقتری بررسی کنیم. ارقام درآمدی در این رشته به شدت به مهارت، فیلد کاری و سرمایه بستگی دارد (ارقام حدودی و بر اساس عرف بازار فعلی هستند). اگر به عنوان یک دکترای عمومی دامپزشکی در یک کلینیک یا کارخانه به عنوان مسئول فنی یا شیفتپزشک استخدام شوید، درآمد ماهانه شما بسته به ساعات کاری و حجم بیمار، معمولاً بین ۲۵ تا ۴۵ میلیون تومان متغیر است. دستیاران دامپزشک (تکنسینها) که معمولاً دانشجویان ترمهای پایینتر هستند، بین ۱۲ تا ۲۰ میلیون تومان حقوق میگیرند. در فیلدهای صنعتی مثل طیور، دامپزشکانی که به عنوان مشاور با چندین مرغداری قرارداد درصدی میبندند و تلفات گله را کاهش میدهند، درآمدهای بسیار نجومی و غیرقابل پیشبینی دارند که گاهاً از درآمدهای کلینیکی هم پیشی میگیرد. خبر خوب برای شما که دانشآموز امروز و دانشجوی فردا هستید این است که در طول تحصیل، امکان درآمدزایی وجود دارد. معمولاً از ترمهای ۶ و ۷ به بعد، دانشجویان مستعد میتوانند به عنوان دستیار در کلینیکهای شبانهروزی، بخش پذیرش، یا دستیار جراح در اتاق عمل مشغول به کار شوند. هرچند درآمد این دوران خیلی بالا نیست (شاید ماهانه بین ۸ تا 10 میلیون تومان برای چند شیفت در هفته) اما تجربه و مهارتی که در این دوران به دست میآورید، مهمترین سرمایه شما برای ورود قدرتمند به بازار کار پس از فارغالتحصیلی خواهد بود و شبکهسازی خوبی برای آینده شغلیتان ایجاد میکند.
⚠️ چالشها
بیایید تعارف را کنار بگذاریم و به رویارویی با چالشهای واقعی رشته دام پزشکی بپردازیم؛ چرا که شما باید با چشمانی کاملاً باز این مسیر را انتخاب کنید. در دوران دانشجویی، بزرگترین چالشی که با آن مواجه میشوید، حجم وحشتناک حفظیات در کنار خستگی فیزیکی ناشی از کارهای عملی است. شما در طول روز ساعتها در آزمایشگاهها، سالنهای تشریح و شبها باید کتابهای قطور رفرنس را مطالعه کنید. اما وقتی وارد بازار کار میشوید، چالشها تغییر شکل میدهند. شاید تصور کنید در این شغل فقط با حیوانات سروکار دارید، اما واقعیت این است که میزان ارتباط با مردم (صاحبان حیوانات یا دامداران) در این شغل به شدت بالاست. حیوان بیمار نمیتواند صحبت کند یا هزینه درمان را بپردازد؛ این صاحب اوست که با استرس، نگرانی و گاهی خشم به شما مراجعه میکند. مدیریت کردن انسانی که حیوان خانگیاش (که حکم فرزندش را دارد) در حال مرگ است، یا دامداری که تمام سرمایهاش با یک اپیدمی در حال نابودی است، به شدت فرساینده است. از نظر روحی و جسمی، شما به معنای واقعی کلمه به چالش کشیده میشوید. خطرات فیزیکی مانند گاز گرفتگی، لگد زدن اسب و گاو، و ابتلا به بیماریهای مشترک بین انسان و حیوان (زونوز) مانند بروسلوز (تب مالت) یا هاری، همیشه در کمین هستند. از منظر روحی، باید بدانید که دامپزشکی در کل دنیا یکی از پرفشارترین مشاغل است. آمارهای جهانی نشان میدهد که نرخ فرسودگی شغلی و متاسفانه نرخ خودکشی در میان دامپزشکان در سطح جهان (به ویژه در کشورهای غربی)خستگی مداوم و مرگ حیوانات و فشارهای مالی بالاتر از میانگین جامعه است. در ایران نیز فشارهای روانی ناشی از نوسانات تجهیزات به این موارد اضافه میشود. برای کاریابی نیز چالشهایی نظیر نیاز به سرمایه اولیه بالا برای تأسیس کلینیک یا رقابت سنگین برای استخدام در مراکز معتبر وجود دارد. راهکار اصلی برای عبور از این بحرانها، شبکهسازی در دوران دانشجویی، یادگیری مهارتهای نرم و ارتباطی، و کارآموزی مداوم است. برای دوام آوردن در این شغل، شما باید شخصیتی به شدت تابآور، صبور و منطقی داشته باشید و بپذیرید که گاهی بخشی از درآمدتان باید صرف هزینههای تراپی روانشناختی، ماساژ درمانی برای دردهای اسکلتی ناشی از جراحیهای طولانی، و ارتقای سلامت جسم و روانتان شود.
📚 ادامه تحصیل
شاید برای فرار از برخی فشارهای بالینی عمومی یا برای رسیدن به جایگاههای علمی و درآمدی بالاتر، به فکر ادامه تحصیل در رشته دام پزشکی بیفتید. خبر خوب این است که پس از اتمام دوره 6 تا 7 ساله دکترای عمومی دامپزشکی، امکان ادامه تحصیل در ایران کاملاً فراهم است. البته در این رشته مفهومی به نام کارشناسی ارشد وجود ندارد و شما مستقیماً وارد مقطع «دکترای تخصصی» (PhD یا بورد تخصصی) میشوید. شاخههای تخصص بسیار متنوع هستند؛ از تخصصهای بالینی مثل جراحی دامپزشکی، بیماریهای داخلی دام کوچک، بیماریهای داخلی دام بزرگ، رادیولوژی و کلینیکال پاتولوژی گرفته تا تخصصهای علوم پایه و فارمی مانند پاتولوژی، بیماریهای طیور، بهداشت مواد غذایی و فارماکولوژی. آینده شغلی هر گرایش کاملاً متفاوت است؛ برای مثال، متخصصین جراحی و داخلی دام کوچک در شهرهای بزرگ درآمدهای شگفتانگیزی از کلینیکهای حیوانات خانگی دارند، در حالی که متخصصین طیور و بهداشت مواد غذایی به عنوان مشاوران ارشد و مدیران کارخانجات صنعتی و کشتارگاهها با قراردادهای کلان جذب میشوند. تخصصهای پایه مثل آناتومی یا بافتشناسی بیشتر برای تدریس و پژوهش کاربرد دارند. به طور معمول، تنها حدود 15_25 درصد از فارغالتحصیلان عمومی تصمیم به تحمل سختیهای آزمون تخصص میگیرند و بقیه وارد بازار کار میشوند. اگر رویای استاد دانشگاه شدن را در سر دارید، باید بدانید شانس ورود به هیئت علمی بسیار رقابتی و محدود است. چالش اصلی این است که دانشگاهها ظرفیت جذب بسیار پایینی دارند و شما نیازمند رزومهای پربار از مقالات ISI، معدل بالا، و روابط علمی قوی هستید تا بتوانید از فیلترهای سختگیرانه وزارت علوم عبور کنید. اما اگر به پژوهش علاقهمندید، درهای بیشماری به روی شما باز است. امکان ورود به عرصه پژوهش، چه در موسسات دولتی مثل انستیتو پاستور و موسسه سرمسازی رازی (برای تولید واکسن و دارو) و چه در شرکتهای دانشبنیان خصوصی، بسیار بالاست. شما به عنوان یک دامپزشک میتوانید در خط مقدم تحقیقات بیماریهای عفونی، مدلسازی حیوانی برای بیماریهای انسانی (مثل تحقیقات سرطان و قلب و عروق) و داروسازی فعالیت کنید و مرزهای علم را جابجا کنید.
🏢 وضعیت استخدام
حالا منطقی است که نگاهی دقیقتر به آمارهای اشتغال و وضعیت کاریابی بیندازیم تا ببینیم در نهایت قرار است با مدرک رشته دام پزشکی چه اتفاقی بیفتد. بر اساس دادههای غیررسمی سازمان نظام دامپزشکی و بررسیهای میدانی، نرخ اشتغال فارغالتحصیلان دامپزشکی در صورت داشتن مهارت و عدم اصرار به ماندن در تهران، حدود 70 الی 80 درصد است. این یعنی نرخ بیکاری در این رشته چیزی حدود 20 درصد تخمین زده میشود که بخش عمدهای از این افراد، کسانی هستند که مهارت عملی پایینی دارند، صرفاً به دنبال کار اداری راحت هستند، یا حاضر نیستند برای کار به شهرهای کوچکتر یا مناطق صنعتی مهاجرت کنند. شانس استخدام در مراکز دولتی (مانند سازمان دامپزشکی کشور، موسسات تحقیقاتی دولتی، وزارت بهداشت و کشتارگاههای دولتی) دولت سخت و رقابتی است. برای ورود به این بخش، شما باید منتظر اعلام ظرفیت در آزمونهای استخدامی دستگاههای اجرایی (از طریق سازمان سنجش) باشید و پس از قبولی در آزمون کتبی، از سدهای مصاحبههای علمی و گزینشهای عقیدتی و سیاسی عبور کنید. در مقابل، شانس استخدام در بخش خصوصی (کلینیکها، داروخانهها، شرکتهای واردات دارو، کارخانجات خوراک دام و طیور) بسیار بالاست. پروسه استخدام در بخش خصوصی کاملاً متفاوت و مبتنی بر شایستهسالاری و رزومه است. در اینجا خبری از آزمونهای تستی نیست؛ شما باید در مصاحبههای تخصصی شرکت کنید، چند روز به عنوان دوره آزمایشی (Trial) شیفت بدهید تا مهارت دستتان، نحوه برخوردتان با مراجعهکنندگان، و تسلطتان بر داروها و پروتکلهای درمانی سنجیده شود. در واقع در بخش خصوصی، مهر نظام دامپزشکی شما تنها کلید ورود است، اما این مهارت، روابط عمومی و قدرت حل مسئله شماست که تضمینکننده ماندگاری و ارتقای شغلیتان خواهد بود.
📈 رتبه و تراز قبولی
رسیدن به این نقطه و پوشیدن روپوش سفید دامپزشکی، نیازمند عبور از سد سخت کنکور تجربی است. تراز و رتبه قبولی در این رشته به شدت به تیپبندی دانشگاهها و منطقهای که در آن آزمون میدهید بستگی دارد. دامپزشکی در ایران در دورههای روزانه، پردیس خودگردان (بینالملل) و دانشگاه آزاد ارائه میشود و دورههای شبانه یا غیرانتفاعی برای این رشته دکتری حرفهای وجود ندارد. بیایید رتبهها را بر اساس میانگین قبولیهای ۳ سال گذشته بررسی کنیم. برای دانشگاههای تیپ یک (مثل دانشگاه تهران،شیراز و مشهد) رقابت بسیار سنگین است. داوطلبان منطقه یک برای قبولی در روزانه این دانشگاهها به رتبهای زیر 1500 تا 3000 داوطلبان منطقه دو به رتبهای زیر 3000 تا 5000 و منطقه سه به رتبهای زیر حدود 2000 نیاز دارند. برای دانشگاههای تیپ دو (مثل تبریز، ارومیه، اهواز، وکرمان) این رتبهها کمی منعطفتر میشوند؛ منطقه یک تا حدود رتبه 2500 تا 3500 منطقه دو تا حدود 3500 تا 6000 و منطقه سه تا حدود زیر 4000 شانس قبولی دارند. دانشگاههای تیپ سه (مثل زابل، لرستان، و شهرکرد) نیز در منطقه یک تا رتبه 4000 منطقه دو تا 7000 و منطقه سه تا 4500 دانشجو میپذیرند. اگر دارای سهمیههای ایثارگران هستید، معادلات کاملاً تغییر میکند. با سهمیه 25 درصد، گاهی با رتبههای کشوری در حدود ۲۰,۰۰۰ تا ۳۰,۰۰۰(که رتبه در سهمیهشان بسیار پایینتر میشود و به زیر ۳۰۰۰ در سهمیه میرسد) امکان قبولی در دورههای روزانه وجود دارد؛ و برای سهمیه 5 درصد نیز تخفیف رتبهای حدودی اعمال میشود. برای قبولی در دانشگاه آزاد (به ویژه واحدهای معتبری مثل علوم تحقیقات تهران، کرج، یا بابل)، داوطلبان معمولاً به ترازهای بالای 8000 نیاز دارند و تا رتبههای کشوری حدود 15000 تا20000 شانس پذیرش در واحدهای مختلف دانشگاه آزاد یا پردیسهای خودگردان را خواهند داشت، به شرطی که توان پرداخت شهریههای سنگین آن را داشته باشند.
🏫 ظرفیت پذیرش
ظرفیت پذیرش دورههای روزانه دامپزشکی در کل کشور به صورت سالانه مجموعاً چیزی حدود ۷۰۰تا۹۰۰ نفر است که عدد نسبتاً محدودی در برابر خیل عظیم داوطلبان تجربی محسوب میشود. دانشگاههای شهر تهران (شامل دانشگاه تهران در دوره روزانه و واحدهای علوم تحقیقات و گرمسار در دانشگاه آزاد) همیشه بیشترین تقاضا را دارند و ظرفیت روزانه دانشگاه تهران معمولاً زیر ۶۰ نفر است. درباره دانشگاه آزاد باید با قطعیت بگویم که این دانشگاه هر ساله در واحدهای متعددی مثل علوم تحقیقات تهران، کرج، بابل، کازرون، شبستر، تبریز و ارومیه دانشجو میپذیرد. اما یک نکته بسیار مهم که باید به عنوان یک داوطلب بدانید این است که بر اساس آخرین قوانین سازمان سنجش، امکان تحصیل «بدون کنکور» و صرفاً بر اساس سوابق تحصیلی در مقطع دکترای حرفهای دامپزشکی به هیچ وجه وجود ندارد و گول تبلیغات موسسات زرد را نخورید. از نظر هزینهها، تحصیل در دورههای روزانه کاملاً رایگان است، اما اگر وارد دانشگاه آزاد، پردیس خودگردان یا ظرفیت مازاد (شهریهپرداز) شوید، باید خودتان را برای هزینههای سنگینی آماده کنید. شهریه این دورهها به صورت ترمی محاسبه میشود و در حال حاضر، بسته به دانشگاه و سال ورود، متغیر از ترمی30 تا بیش از 45میلیون تومان است که با توجه به طول دوره ۶ساله (حداقل ۱۲ترم)، سرمایهگذاری بزرگی میطلبد. از مزایای تحصیل در دانشگاههای دولتی تیپ یک (مثل تهران و شیراز)، میتوان به اعتبار بالای مدرک برای مهاجرت، اساتید به شدت برجسته در علوم پایه، و رایگان بودن تحصیل اشاره کرد؛ در مقابل، مزیت دانشگاه آزاد (به ویژه واحدهای مطرح) دسترسی سریعتر به امکانات کلینیکی است اما عیب بزرگ آن، شهریههای کمرشکن و گاهی افت کیفیت آموزش در واحدهای کوچکتر شهرستانهاست.